مجتبى ملكى اصفهانى
282
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
نسبت به زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم معلوم نيست چنين نقلى صورت گرفته باشد ، هرچند بعيد هم نيست . بر اين اساس ، اين قبيل كلمات هرگاه در كلام ائمه معصومين عليهم السّلام وارد شده باشند ، بر معانى جديد شرعى حمل مىشوند . نسبت به قرآن هم مىتوان گفت : بيشتر اين قبيل الفاظ ، همراه با قرينههايى هستند كه معناى لغوى يا شرعى آن را مىفهمانند و نسبت به كلمات شخص رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز مىتوان گفت : سنّت ايشان ، از طريق فرمايشات ائمه معصومين عليهم السّلام به ما رسيده است و لذا مانند كلمات خود ائمه عليهم السّلام است و آن قسم از سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز كه از طريق ائمهء معصومين عليهم السّلام به ما نرسيده است ، مبتلا به نيست و در استنباط و استدلال احكام شرعى ، نزد علماى شيعه كاربرد ندارد . « 1 » حقيقت و مجاز « 2 » استعمال لفظ در موضوع له حقيقت است و در غير موضوع له ، اگر تناسب بين موضوع له و معناى دوم باشد ، مجاز و اگر تناسب نباشد ، غلط است .
--> ( 1 ) برگرفته از كلام مرحوم مظفر قدّس سرّه ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 32 . ( 2 ) اصول الفقه ، ج 1 ، ص 17 ؛ الكفاية ، ج 1 ، ص 25 ؛ مختصر المعانى ، بيان ، ص 57 ؛ القوانين ، ص 13 ؛ الذريعة ، ج 1 ، ص 28 ؛ الوافية ، ص 59 ؛ مناهج الوصول ، ج 1 ، ص 124 ؛ نهاية الاصول ، ص 39 ؛ نهاية الدراية ، ج 1 ، ص 28 ؛ تهذيب الاصول سبزوارى ، ج 1 ، ص 20 ؛ تقريرات مجدد شيرازى ، ج 1 ، ص 134 ؛ المعالم ، ص 26 . اصول الاستنباط ، ص 55 ؛ بدائع الافكار ، ص 104 ؛ الفصول ، ص 32 و 42 ؛ تمهيد القواعد ، ص 95 و 107 ؛ المحصول ، ج 1 ، ص 111 ؛ الفوائد ، الحائرية ، ص 323 ؛ المستصفى ، ج 1 ، ص 277 ؛ الاحكام آمدى ، مجلد 1 ، ص 26 ؛ المحاضرات ، ج 1 ، ص 113 - 133 ؛ الحدائق الناضرة ، ج 1 ، ص 118 .